پیرایشگاه
بالاخره تنبلی رو کنار گذاشتم و با باباجون آبتین رو بردم آرایشگاه تا موهاشو کوتاه کنه. چون موهاش خیلی نرم هستند و وقتی بلند می شن همش تو هم گره می خورن و اذیت میشه



البته دیگه حسابی خسته شده بود و بهمین خاطر برای خودش جلوی آینه شکلک در می اورد و می خندید


فدات بشم که ایقدر قیاقت آقا شده . وقتی کارش تموم شد قبل از اینکه از روی صندلی بلند بشه گفت: پس سشوار نمی زنی عمو!!!!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پیرایشگاه
